پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۰

ما نخواهیم از غم خود کاشنا بیرون برد

آشنا هم زین رخ پر خون ما بیرون برد

در هوایش آنکه پندم می دهد، گر بیندش

دانمش مرد، ار سر خود زین هوا بیرون برد

دوش گفتندم کت آن سلطان خوبان یاد کرد

پیش این سودا که از جان گدا بیرون برد؟

نوش باد آن مست را باده که در هنگام نوش

دعوی زهد از سر صد پارسا بیرون برد

گفتمی اول که در جانت کشم، آن لحظه ای

کیست کو بشکافد این جان و ترا بیرون برد؟

خاک خواهم شد به کویت، خاک بر فرق صبا

از سر کوی تو، گر خاک مرا بیرون برد

مردم از پیچش که نی زلفش ز جان بیرون رود

نی کسی جانم ازین دام بلا بیرون برد

می کند بیرون و می گوید، مرو از در برون

خسروا، بین کاین لطیفه هر کجا بیرون برد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۲هر شبم جان بر لب آید، ناله زار آورد
  2. شمارهٔ ۶۷۳گر کنی یاری و گر آزار، بر من بگذرد
  3. شمارهٔ ۶۷۴یار من گویند آنجا گاه گاهی بگذرد
  4. شمارهٔ ۶۷۵گر به کوی عاشقان آن ماه گاهی بگذرد
  5. شمارهٔ ۶۷۶من نمی خواهم که چشمم غیر آن رو بنگرد
  6. شمارهٔ ۶۷۷دست ماه روزه تا در چشم عشرت خاک زد
  7. شمارهٔ ۶۷۸تا سرم باشد تمنای توام در سر بود
  8. شمارهٔ ۶۷۹فرخ آن عیدی که جان قربانی جانان بود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.