پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۶

دل که با خوبان بدخو آشنایی می‌کند

شیشه‌ای با خاره‌ای زورآزمایی می‌کند

بنده در کویش که خون خویش می‌سازد روان

در حساب خویش حُسنش را روایی می‌کند

پختگان دانند کار از خامی پروانه کو؟

پیش شمع از سوزش خود روشنایی می‌کند

من که با روی توام کاری‌ست، چون بینم مگو؟

سوی خورشیدی که هرسو خودنمایی می‌کند

زاهدی کو خو به مسجد کرد و خوبان را ندید

هست نابالغ، ضرورت پارسایی می‌کند

مست آن ذوقم که شب در کوی خویشم دید زلف

کیست این؟ گفتند درویشی گدایی می‌کند

چون طمع دارند مشتاقان وفا از نیکوان

حسن چون با نیکوان هم بی‌وفایی می‌کند

شعله مشرق که چرخ افروخت، می‌دانی که چیست؟

بر دل هم‌صحبتان داغ جدایی می‌کند

گر نه خسرو از حیات خویشتن سیر آمده‌ست

از چه با خوبان بدخو آشنایی می‌کند؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۸کالبد از دل تهی شد، گر چه جان بیرون رود
  2. شمارهٔ ۶۶۹یارب! این اندیشه جانان ز جانم چون رود
  3. شمارهٔ ۶۷۰ما نخواهیم از غم خود کاشنا بیرون برد
  4. شمارهٔ ۶۷۱از دل غمگین هوای دلستانم چون رود
  5. شمارهٔ ۶۷۲هر شبم جان بر لب آید، ناله زار آورد
  6. شمارهٔ ۶۷۳گر کنی یاری و گر آزار، بر من بگذرد
  7. شمارهٔ ۶۷۴یار من گویند آنجا گاه گاهی بگذرد
  8. شمارهٔ ۶۷۵گر به کوی عاشقان آن ماه گاهی بگذرد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.