پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۵

غمزه شوخت که قصد جان مردم می‌کند

هرکجا جادوگری آنجا تعلم می‌کند

مردم چشمم ز بهر سجده پایت را چو یافت

خاک پایت در دل دریا تیمم می‌کند

کوه جورت را نیارد طاقت و من می‌کشم

زانکه مردم می‌کشند جوری که مردم می‌کند

کاشکی صد چشم بودی از پی گریه مرا

چون لبت در گریه زارم تبسم می‌کند

هیچ فریاد دلم خواهی رسیدن، ای صنم

در سر زلف تو چون مجنون تظلم می‌کند

عشق با تقوی نسازد بعد ازین ما و شراب

ای خوش آن کف کآشنایی با لب خم می‌کند

بنده خسرو عاشقی را دست و پایی می‌زند

لیک چون روی تو بیند دست و پا گم می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۷کافر خونخواه دنبال شکاری می رود
  2. شمارهٔ ۶۶۸کالبد از دل تهی شد، گر چه جان بیرون رود
  3. شمارهٔ ۶۶۹یارب! این اندیشه جانان ز جانم چون رود
  4. شمارهٔ ۶۷۰ما نخواهیم از غم خود کاشنا بیرون برد
  5. شمارهٔ ۶۷۱از دل غمگین هوای دلستانم چون رود
  6. شمارهٔ ۶۷۲هر شبم جان بر لب آید، ناله زار آورد
  7. شمارهٔ ۶۷۳گر کنی یاری و گر آزار، بر من بگذرد
  8. شمارهٔ ۶۷۴یار من گویند آنجا گاه گاهی بگذرد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.