پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۳

چشم تو مست است یا در خواب بازی می‌کند

بوالعجب مستی که در محراب بازی می‌کند

مردم چشمم که می‌گردد به گرد روی تو

طفل را مانَد که در مهتاب بازی می‌کند

گر درآویزد دل نادان من در سوی تو

همچو موی خود مشو، در تاب بازی می‌کند

چشم من دور از تو، گر غرقه به خون گردد سزاست

ز آشنا بیگانه و در آب بازی می‌کند

امشب اندر خواب دیدم با تو بازی کرده‌ام

وه تو بازی کرده‌ای یا خواب بازی می‌کند؟

با زنخدانت که خسرو عشق بازد گوییا

گوسفندی دان که با قصاب بازی می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۵غمزه شوخت که قصد جان مردم می‌کند
  2. شمارهٔ ۶۶۶دل که با خوبان بدخو آشنایی می‌کند
  3. شمارهٔ ۶۶۷کافر خونخواه دنبال شکاری می رود
  4. شمارهٔ ۶۶۸کالبد از دل تهی شد، گر چه جان بیرون رود
  5. شمارهٔ ۶۶۹یارب! این اندیشه جانان ز جانم چون رود
  6. شمارهٔ ۶۷۰ما نخواهیم از غم خود کاشنا بیرون برد
  7. شمارهٔ ۶۷۱از دل غمگین هوای دلستانم چون رود
  8. شمارهٔ ۶۷۲هر شبم جان بر لب آید، ناله زار آورد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.