پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۱

بر بناگوشت بلای خط که سر بر می‌کند

جزو جزو عاشق بیچاره ابتر می‌کند

سرو کز بالای خود در سر کند باد، آن مبین

آن نگر کِش باد پیشت خاک بر سر می‌کند

چند گویی پیشت آیم، وه که چون تو یوسفی

سر کجا در خانه تاریک ما در می‌کند؟

چند گویید، ای مسلمانان، که حال خود بگوی

من همی‌گویم، ولی از من که باور می‌کند؟

شوخیش بین کآشکارم می‌نوازد در نهان

با رقیب خویش اشارت سوی خنجر می‌کند

رو، برون، ای جان معزول، از درون من که عشق

شغل جان در سینه با جانان مقرر می‌کند

عاشقان جان و جهان بهر بتان تر کرده‌اند

سهل باشد آنکه خسرو دیده را تر می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۳چشم تو مست است یا در خواب بازی می‌کند
  2. شمارهٔ ۶۶۴باز ترک مست من آهنگ بازی می‌کند
  3. شمارهٔ ۶۶۵غمزه شوخت که قصد جان مردم می‌کند
  4. شمارهٔ ۶۶۶دل که با خوبان بدخو آشنایی می‌کند
  5. شمارهٔ ۶۶۷کافر خونخواه دنبال شکاری می رود
  6. شمارهٔ ۶۶۸کالبد از دل تهی شد، گر چه جان بیرون رود
  7. شمارهٔ ۶۶۹یارب! این اندیشه جانان ز جانم چون رود
  8. شمارهٔ ۶۷۰ما نخواهیم از غم خود کاشنا بیرون برد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.