پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۵

رخی داری که وصف آن به خاطر درنمی‌گنجد

شراب لذت دیدار در ساغر نمی‌گنجد

کسی را در دهان تنگ خود چندین شکر گنجد

که تو می‌خندی و اندر جهان شکر نمی‌گنجد

کجا چیده بود آن مو همه کز لب برون آری

ز تنگی در دهان تو چو مویی در نمی‌گنجد

خیالت چون به چشم آمد، برون شد مردم چشمم

که در یک دیده مردم دو مردم در نمی‌گنجد

مرا سودای آن خط همچو دفتر ساخت تو بر تو

بگردانم ورق اکنون که در دفتر نمی‌گنجد

درآ در چشم و بیرون کن خیالات دگر کآنجا

نگنجد مو که دو سلطان به یک کشور نمی‌گنجد

مرا گویی که دل بر یار دیگر نه، نهم، لیکن

همین در دل تو می‌گنجی، کس دیگر نمی‌گنجد

ز هجرت موی شد خسرو، ولی از شادی وصلت

ببین آن موی را باری که در کشور نمی‌گنجد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۷چه خوش صبحی دمید امشب مرا از روی یار خود
  2. شمارهٔ ۴۶۸دروغ و راستی کان غمزه غماز پیوندد
  3. شمارهٔ ۴۶۹بتی کو هر دمم دشنامهای شکرین بخشد
  4. شمارهٔ ۴۷۰دلم برون شد از غمت، غمت ز دل برون نشد
  5. شمارهٔ ۴۷۱دل باز به جوش آمد، جانان که می آید
  6. شمارهٔ ۴۷۲ما را تو صنم باشی، دیگر به چه کار آید
  7. شمارهٔ ۴۷۳شمع من اگر یک شب از خانه برون آید
  8. شمارهٔ ۴۷۴از شیفتگان چون من، سر باز برون ناید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.