پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

وه که اگر روی تو در نظر آید مرا

عیش ز خورشید و مه روی نماید مرا

بسته تست این دلم با دگرانم مبند

کاش که با دیگران دل بگشاید مرا

جان من آن روز رفت کم رخت آمد به پیش

یاربم آن روز پیش، پیش نیاید مرا

روی نما شد ز اشک چهره من تا هنوز

از تو چه خونهای تر روی نماید مرا

خون مرا آب کرد گریه که در خدمتت

پیش ز من دور باد هیچ نیاید مرا

دل بشنیدم که دوش لعل تو بوسید و مرد

پیش چنین مردنی زیست نشاید مرا

سینه خسرو ز تست آیینه زنگ‌خورد

مصقل وصل تو کو تا بزداید مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵طاقت دوری نماند عاشق دلتنگ را
  2. شمارهٔ ۳۶ای رخ زیبای تو آینه سینه ها
  3. شمارهٔ ۳۷آن شه به سوی میدان خوش می رود سوارا
  4. شمارهٔ ۳۸نوشین لبی که لعلش نو کرد جام جم را
  5. شمارهٔ ۳۹گفتی ز دل برون کن غمهای بیکران را
  6. شمارهٔ ۴۰دیدم بسی زمانه مردآزمای را
  7. شمارهٔ ۴۱جان بر لب است عاشق بخت آزمای را
  8. شمارهٔ ۴۲هنگام آشتی ست بت خشمناک را
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.