پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

شاخ نرگس را ببرد اینک صبا

سهل باشد بردن از کوری عصا

از خیال سبزه خاک بوستان

چشم می دوزم که گردد توتیا

تا عروس گل به دست آید مگر

سیم را چون آب می ریزد صبا

یار سیم اندام من آخر کجاست؟

یارب، او سیمرغ شد یا کیمیا؟

غنچه ای ماند دلم پر خون و تنگ

ای نسیم زلف تو باد صبا

خوش بیا کز حسرت دیدار تو

زندگانی خوش نمی آید مرا

دیگران را شمع مجلس گشته ای

گر نخواهی سوخت خسرو را بیا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴ای به بدی کرده باز چشم بدآموز را
  2. شمارهٔ ۳۵طاقت دوری نماند عاشق دلتنگ را
  3. شمارهٔ ۳۶ای رخ زیبای تو آینه سینه ها
  4. شمارهٔ ۳۷آن شه به سوی میدان خوش می رود سوارا
  5. شمارهٔ ۳۸نوشین لبی که لعلش نو کرد جام جم را
  6. شمارهٔ ۳۹گفتی ز دل برون کن غمهای بیکران را
  7. شمارهٔ ۴۰دیدم بسی زمانه مردآزمای را
  8. شمارهٔ ۴۱جان بر لب است عاشق بخت آزمای را
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.