پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

ای رخ زیبای تو آینه سینه ها

روی ترا در خیال زین نمط آیینه ها

غمزه مزن کان خیال تا به جگرها نشست

تیغ بلارک دمید وای که بر سر سینه ها

یاد توام می کند کار جواب هلاک

خواب که بیند گدا حاصل گنجینه ها

بس که ز رویت نمود خانه مرا پر خیال

مر همه دیوارهاست پیش من آیینه ها

صبر نمودی مرا از نظری پیش از این

حسن توام توبه داد زان همه پیشینه ها

دل که ز دعوی صبر لاف همی زد کنون

بین که چه خوش می کشد هجر از و کینه ها

شعله دیرینه را داغ ز دل رفته بود

نوپسری تازه کرد آن همه دیرینه ها

توبه شکن صوفیا، خرقه به می شو که هست

بر قصب شاهدان خرقه پشمینه ها

چرخ بشد، ساقیا، دوش می با صفا

درد به خسرو رسان، زان همه دوشینه ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸نوشین لبی که لعلش نو کرد جام جم را
  2. شمارهٔ ۳۹گفتی ز دل برون کن غمهای بیکران را
  3. شمارهٔ ۴۰دیدم بسی زمانه مردآزمای را
  4. شمارهٔ ۴۱جان بر لب است عاشق بخت آزمای را
  5. شمارهٔ ۴۲هنگام آشتی ست بت خشمناک را
  6. شمارهٔ ۴۳آنکو شناخت گردش خورشید و ماه را
  7. شمارهٔ ۴۴باز آرزوی آن بت چین می‌کند مرا
  8. شمارهٔ ۴۵ز دور نیست میسر نظر به روی تو ما را
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.