پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

نوشین لبی که لعلش نو کرد جام جم را

هست از پیش خرابی درویش و محتشم را

من خاک پای مستی کانجا که ریخت جرعه

لغزید پای رندان صد صاحب کرم را

گر در شراب عشقم از تیغ می زنی حد

ای مست محتسب کش، حدیست این ستم را

گفتی که غم همی خور، من خود خورم و لیکن

ای گنج شادمانی، اندازه ایست غم را

صوفی که لقمه جوید مشنو حدیث عشقش

کز دل نصیب نبود درمانده شکم را

از حاجی بیابان پرسید ذوق زمزم

چه آگهی زکعبه پرنده حرم را

هست آرزوی جانان کز خلق رو بتابم

من اختیار کردم خلوتگه عدم را

چون کشتی است باری ور هست بیش ور کم

تسلیم کرد خسرو، بگذار بیش و کم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰دیدم بسی زمانه مردآزمای را
  2. شمارهٔ ۴۱جان بر لب است عاشق بخت آزمای را
  3. شمارهٔ ۴۲هنگام آشتی ست بت خشمناک را
  4. شمارهٔ ۴۳آنکو شناخت گردش خورشید و ماه را
  5. شمارهٔ ۴۴باز آرزوی آن بت چین می‌کند مرا
  6. شمارهٔ ۴۵ز دور نیست میسر نظر به روی تو ما را
  7. شمارهٔ ۴۶زمانه حله نو بست روی صحرا را
  8. شمارهٔ ۴۷زهی بریخته بر لاله مشک سارا را
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.