پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۳

عمر به پایان رسید در هوس روی دوست

برگ صبوری کراست بی رخ نیکوی دوست

گر همه عالم شوند منکر ما، گو، شوید

دور نخواهیم شد ما ز سر کوی دوست

قبله اسلامیان کعبه بود در جهان

قبله عشاق نیست جز خم ابروی دوست

ای نفس صبحدم، گر نهی آنجا قدم

خسته دلم را بجو در شکن موی دوست

جان بفشانم ز شوق در ره باد صبا

گر برساند به ما صبحدمی بوی دوست

روز قیامت که خلق روی به هر سو کنند

خسرو مسکین نکرد میل به جز سوی دوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۵خوش بود آن بیدلی کز غم امانیش نیست
  2. شمارهٔ ۲۷۶نیست دلی کاندرو داغ جفای تو نیست
  3. شمارهٔ ۲۷۷در چمن جان من سرو خرامان یکی ست
  4. شمارهٔ ۲۷۸آنکه مزاج دلش باز ندانم که چیست
  5. شمارهٔ ۲۷۹درد دلم را طبیب چاره ندانست
  6. شمارهٔ ۲۸۰چون غم هجران او نداشت نهایت
  7. شمارهٔ ۲۸۱ای سر کشیده از من، سر کشم به پیشت
  8. شمارهٔ ۲۸۲چون در سخن درآمد لعل شکر مقالت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.