پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۹۸

دیدی که حق خدمت بسیار ندیدی

ببریدی و رنج من غمخوارندیدی

بسیار کشیدم غم و رنج تو و اندک

آن را به میان اندک و بسیار ندیدی

آماج خدنگ ستمم ساختی آخر

جز من دگری لایق این کار ندیدی

باری تو بزی شاد که داری دل خرم

چون که نشدی عاشق و آزار ندیدی

بیداری شبهام چه دیدی تو که هرگز

در خواب گهی دیده بیدار ندیدی؟

بیمار چه پرسی تو که بیمار نگشتی

تیمار چه دانی تو که تیمار ندیدی

خسرو، تو بسی غصه کشیدی ز چنان شوخ

باز از دل گمراه تو انکار ندیدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰۰ای باد، سلام دلم آنجا برسانی
  2. شمارهٔ ۱۸۰۱ای آنکه تو سلطان همه سیمبرانی
  3. شمارهٔ ۱۸۰۲شتربانا، دمی محمل میارای
  4. شمارهٔ ۱۸۰۳مرا زان میر خوبان نیست روزی
  5. شمارهٔ ۱۸۰۴چه کردم کآخرم فرمان نکردی
  6. شمارهٔ ۱۸۰۵چنین کان خنده شیرین تو کردی
  7. شمارهٔ ۱۸۰۶ز رحمت چشم بر چاکر نداری
  8. شمارهٔ ۱۸۰۷شکستی طره، تا در سر چه داری؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.