پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۰۰

ای باد، سلام دلم آنجا برسانی

بوسی ز لبم بر کف آن پا برسانی

یکبار رسانیش سلام همه عشاق

صد بار از آن من تنها برسانی

بسیار بگردیش ز ما گرد سر آنگاه

صد سجده فرضش ز سر ما برسانی

این پیرهن چاک به خون غرقه که دارم

پنهان ببری از من و پیدا برسانی

دیرینه پیامی که برون داده ام از دل

پرورده به خونهای دل آنجا برسانی

کردیم به خوناب جگر نقش به چهره

این قصه به آن یوسف دلها برسانی

گر بر سر خسرو گذری، دوست، هماناک

عمر وی از امروز به فردا برسانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰۲شتربانا، دمی محمل میارای
  2. شمارهٔ ۱۸۰۳مرا زان میر خوبان نیست روزی
  3. شمارهٔ ۱۸۰۴چه کردم کآخرم فرمان نکردی
  4. شمارهٔ ۱۸۰۵چنین کان خنده شیرین تو کردی
  5. شمارهٔ ۱۸۰۶ز رحمت چشم بر چاکر نداری
  6. شمارهٔ ۱۸۰۷شکستی طره، تا در سر چه داری؟
  7. شمارهٔ ۱۸۰۸مرا چند آخر از خود دور داری؟
  8. شمارهٔ ۱۸۰۹دلا، با غمزه خوبان چه بازی؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.