پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۹۷

مست آمده ای باز به مهمان که بودی؟

دانم شکری در شکرستان که بودی؟

ای یار جدا مانده، دل تنگ که جستی؟

ای یوسف گم گشته به زندان که بودی؟

دیوانه من بر سر کوی که گذشتی؟

تشویش ده حال پریشان که بودی؟

می دوش کجا خوردی و ساغر به که دادی؟

در ظلمت شب چشمه حیوان که بودی؟

آراسته و مست در آغوش که خفتی؟

این بخت کرا بوده، به فرمان که بودی؟

جعدت که گزیده ست، لبت را که گزیده ست؟

پیش که نشستی شب و مهمان که بودی؟

حلوا همه تاراج شد، ای دل، تو چه کردی؟

شهد که چشیدی، مگس خوان که بودی؟

جان دگری در تن نالان که بودی؟

کان نمکی در دل بریان که بودی؟

نی بوی گلی داری و نی رنگ بهاری

خسرو، تو به نظاره بستان که بودی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۹۹ای باد، حدیث دلم آنجاش بگویی
  2. شمارهٔ ۱۸۰۰ای باد، سلام دلم آنجا برسانی
  3. شمارهٔ ۱۸۰۱ای آنکه تو سلطان همه سیمبرانی
  4. شمارهٔ ۱۸۰۲شتربانا، دمی محمل میارای
  5. شمارهٔ ۱۸۰۳مرا زان میر خوبان نیست روزی
  6. شمارهٔ ۱۸۰۴چه کردم کآخرم فرمان نکردی
  7. شمارهٔ ۱۸۰۵چنین کان خنده شیرین تو کردی
  8. شمارهٔ ۱۸۰۶ز رحمت چشم بر چاکر نداری
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.