پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۶

ای خاک آستان تو شاهان سر فراز

در هر دو کون عشق تو محمود و مازیار

باشد جمال روی تو خورشید جانفروز

پروانه جمال تو شمع جهانگداز

در دفتر ازل رقم وحدت ثبوت

مبتنی بر دامن ابد علم دولتت طراز

اسرار عشق را هم از آن روز محرم است

که در روز الست آنکه به عشق تو گفت راز

ای دل ز کوی زهد برون شد که کس ندید

تسبیح و جام باده و میخانه و نماز

در راه پیل بند خیالت پیاده نیست

مرغ دلی که هست در این بقعه شاهباز

خلوت نشین گوشه اخلاص شو از آنک

عشاق راست گوشه خلوت ره مجاز

مشنو کمال اگر چه مجازیست عشق تو

زیرا که عاقبت به حقیقت کشد مجاز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۸به دعوی قدت سرو سر افراز
  2. شمارهٔ ۵۹۹چو عشق آمد ای عقل خیز و گریز
  3. شمارهٔ ۶۰۰دریغ از جورت آمد وز جفا نیز
  4. شمارهٔ ۶۰۱رفت عمر و نشد آن شوخ به ما بار هنوز
  5. شمارهٔ ۶۰۲زاهد شهرم و صاحب نظر و شاهد باز
  6. شمارهٔ ۶۰۳سر من خاک پایت باد و جان نیز
  7. شمارهٔ ۶۰۴کشت چشم تو ام به شیوه و ناز
  8. شمارهٔ ۶۰۵گل رخسار ترا وقت تماشاست هنوز
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.