پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۴

مریض عشق بتان را بر طبیب نباشد

باتفاق طبیبی به از حبیب نباشد

امید هست که بار از درم چو بخت در آبد

اگر چنانچه بد آموزی رقیب نباشد

ز ناله های حزیثم مترس و روی مپوشان

که این معامله گل را به عندلیب نباشد

تو در زمانه غریبی بلطف و بنده نوازی

گر التفات غریبان کئی غریب نباشد

نسیم باد صبا را بگاه عطرفشانی

به حلقه های سر گیسوانت طیب نباشد

مکن ملامتم ای پارسا که دلشدگان را

بر مجادله ناصح و ادیب نباشد

بخوردن غم دل غم مخور کمال که کس را

زخوان دولت خوبان جزاین نصیب نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۶من به درد دل خوشم جان مرا صحت چه سود
  2. شمارهٔ ۵۱۷من بر سر آن کر بچه کارم همه دانند
  3. شمارهٔ ۵۱۸به با رخ تو خود را بوجه می ستای
  4. شمارهٔ ۵۱۹مهره روی تو نه در خورد من مسکین بود
  5. شمارهٔ ۵۲۰مهر قیامتی را هرگز زوال باشد
  6. شمارهٔ ۵۲۱مه طلعت ترا به تمامی غلام شد
  7. شمارهٔ ۵۲۲به من عید شد مبارک باد
  8. شمارهٔ ۵۲۳مه نامهربان من وفاداری نمیداند
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.