پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۵

گل را به دور روی تو کس بو نمی‌کند

بلبل به بوستان سخن او نمی‌کند

تا دیده باز یافت خیال قدت در آب

دل جست‌وجوی سرو لب جو نمی‌کند

شیرین‌لبی که دید دهان چو قند تو

وصف دهان خود سر یک مو نمی‌کند

با عاشقان، رقیب، دل‌ نازک تو را

بد می‌کند همیشه و نیکو نمی‌کند

انکار زردی رخ ما رسم یار نیست

این کار جز رقیبِ سیه‌رو نمی‌کند

کار طلب ز پیش به سر باختن برند

سالک چرا قبای خود از گو نمی‌کند

دایم حدیث روی نکو می‌کند کمال

اندیشه از حکایت بدگو نمی‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۷لب ار اینست و گفتار این شکر باری چه می گوید
  2. شمارهٔ ۴۹۸البش جان عاشق هوس میکند
  3. شمارهٔ ۴۹۹ما بساط نیکنامی باز طی خواهیم کرد
  4. شمارهٔ ۵۰۰ما بکوی یار خود بخود سفر خواهیم کرد
  5. شمارهٔ ۵۰۱مائیم دل و دین به تو در باخته ای چند
  6. شمارهٔ ۵۰۲ما را بپای بوسی تو گر دسترس بود
  7. شمارهٔ ۵۰۳ما را دگر بر آن در خواب شبان نباشد
  8. شمارهٔ ۵۰۴ما را شب فراق کجا خواب می‌برد
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.