پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۸

درین پستی گر آن مه را نیابی

به بالا هم شوی آنجا نیابی

طنابت کی کشد زین سو به بالا

سر رشته از اینجا تا نیابی

تو هیچی با وجود او وز این هیچ

نیایی هیچ تا او را نیابی

شوی گم زیر پنهانخانه خاک

گر آن معشوق را پیدا نیابی

بدونان کم نشین کز صحبت دون

مقام قرب او ادنی نیابی

همی می جو کمال امروز و می پرس

که نرسم جوئیش فردا نیابی

به ترکستان با آن خاک درباب

اگر در روم مولانا نیابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲۰دست ندارم از تو من گرچه ز پایم افکنی
  2. شمارهٔ ۱۰۲۱دگر باره تیغ جفا بر کشیدی
  3. شمارهٔ ۱۰۲۲دل رفت به باد دلپذیری
  4. شمارهٔ ۱۰۲۳دل ز باران کهن برداشتی
  5. شمارهٔ ۱۰۲۴دل شد ز عشق باری شیدا چنانکه دانی
  6. شمارهٔ ۱۰۲۵دل شیشه ایست جای خیال تو ای پری
  7. شمارهٔ ۱۰۲۶دل که سودای تو می پخت کبابش کردی
  8. شمارهٔ ۱۰۲۷دل من به داغ جفا سوختی
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.