پرش به محتوای اصلی
خیام خیام

هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴]

رباعی ۸۲

* در پای اجل چو من سرافکنده شوم

وز بیخِ امیدِ عمر برکنده شوم

زینهار! گِلَم به جز صراحی نکنید

باشد که ز بوی مِی دمی زنده شوم

ادامه‌ی هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴]

  1. رباعی ۸۴* آنان‌که اسیر عقل و تمییز شدند
  2. رباعی ۸۵* ای صاحب فتوا، ز تو پرکارتریم
  3. رباعی ۸۶شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
  4. رباعی ۸۷* گویند که دوزخی بُوَد عاشق و مست
  5. رباعی ۸۸گویند بهشت و حورعین خواهد‌ بود 
  6. رباعی ۸۹* گویند: بهشت و حور و کوثر باشد
  7. رباعی ۹۰* گویند بهشتِ عَدْن با حور خوش است
  8. رباعی ۹۱کس خُلْد و جَحیم را ندیده‌ است ای دل
همه‌ی هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] ←

خیام درباره‌ی خیام

حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به «خیام» -فیلسوف و ریاضیدان و منجم و شاعر ایرانی- در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور زاده شد. وی در ترتیب رصد ملکشاهی و اصلاح تقویم جلالی همکاری داشت. وی اشعاری به زبان پارسی و تازی و کتاب‌هایی نیز به هر دو زبان دارد. از آثار او در ریاضی و جبر و مقابله، رسالهٔ «فی شرح ما اشکل من...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.