پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱

سبحان من یسبّحه الرَّمل فی القفار

سبحان من تقدّسه الحوت فی البحار

صانع مقدّری که شه نیمروز را

منصور کرد بریزک خیل زنگبار

دانا مدبّری که شهنشاه زنک را

پیروز کرد بر شه پیروزه‌گون حصار

سلطان بنده‌پرور و قهّار سختگیر

دیان عدل‌گستر و ستّار بردبار

گوهر کند ز قطره و شکّر دهد زنی

خار آورد ز خاره و گل بردمد ز خار

در راه وحدتش دو دلیلند مهر و ماه

بر صُنع و قدرتش دو گواهند نور و نار

ای بر در توام سر خجلت فتاده پیش

آخر ز راه لطف بفرما که سر برآر

آن کس که چرخ پیش درش سر نهاده است

بر خاک درگه تو نهد روی اعتذار

شکر تو بی‌نهایت و فضل تو بی‌قیاس

لطف تو بی‌حساب و عطای تو بی‌شمار

ادراک عقل خیره ز ذات و صفات تو

ذاتت بری ز فخر و صفاتت عری ز عار

دیوانگانِ حلقهٔ عشق تو هوشمند

دردی‌کشان ساغر شوق تو هوشیار

راتب بران فیض نوال تو انس و جان

روزی‌خوران خوان عطای تو مور و مار

هر کس که خوار توست ندارد کسش عزیز

وان کو عزیز توست نگوید کسش که خوار

شادی آن دلی که غمت اختیار کرد

مقبل کسی که شد به قبول تو بختیار

خواجو چو روی عجز نهادست بر درت

جرمی که کرده است به فضلت که درگذار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳ساقیا وقتِ صبوح آمد بیار آن جام را
  2. شمارهٔ ۴دست گیرید درین واقعه کافتاد مرا
  3. شمارهٔ ۵آب آتش می برد خورشید شب پوش شما
  4. شمارهٔ ۶همچو بالات بگویم سخنی راست تو را
  5. شمارهٔ ۷مگذار مطرب را دمی کز چنگ بنهد چنگ را
  6. شمارهٔ ۸یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرا
  7. شمارهٔ ۹آن نقش بین که فتنه کند نقش بند را
  8. شمارهٔ ۱۰رام را گر برگ گل باشد نبیند ویس را
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.