پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۷۹ - در نصیحت

خاقانیا به دولت ایام دل منه

کایام هفته‌ای است خود آن هفته نیز نیست

روز و شب است سیم سیاه و زر سپید

بیرون ازین دو عمر تو را یک پشیز نیست

چرخ است خوشه‌ای به زکاتش مدار چشم

کان صاع کو دهد دو کری یک قفیز نیست

چون در زمانه چیز نداری خرد چه سود

کن را که چیز نیست خرد هیچ چیز نیست

بر خوشی حیات مشو غره کآسمان

سیاف پیشه‌ای‌ست که او را تمیز نیست

آن، بز نگر که در پی طفلی همی رود

بهر مویزکی که جز آنش عزیز نیست

روزی به دست طفل شود کشته بی‌گمان

چون بنگری گلو بر بز جز مویز نیست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۸۱ده دهی باشد زر سخنم گرچه مرا
  2. شمارهٔ ۸۲ - در شکر باری تعالیای همه نیست‌ها به صنع تو هست
  3. شمارهٔ ۸۳مهتر قالیان و نور مرند
  4. شمارهٔ ۸۴من که خاقانیم ز هر دو جهان
  5. شمارهٔ ۸۵دوستی داشتم به ری که به حسن
  6. شمارهٔ ۸۶ - در بحث با معطلدی جدل با معطلی کردم
  7. شمارهٔ ۸۷ - در رثاء پسر خود رشید الدین و وفات دختردریغ میوهٔ عمرم رشید کز سر پای
  8. شمارهٔ ۸۸ - در مدح شروان شاههان ای زمانه دولت شاه اخستان نگر
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.