پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۸۶ - در بحث با معطل

دی جدل با معطلی کردم

که ز توحید هیچ ساز نداشت

آستین فضول می‌افشاند

که ز ایمان بر او طراز نداشت

آخرش هم مصاف بشکستم

که سلاحی به جز مجاز نداشت

نیک دور از خدای بود ز من

بد او جز خدای باز نداشت

بی‌نیازا تو نصرتم دادی

بر کسی کو به تو نیاز نداشت

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۸۸ - در مدح شروان شاههان ای زمانه دولت شاه اخستان نگر
  2. شمارهٔ ۸۹امن جستی مجوی خاقانی
  3. شمارهٔ ۹۰ - در شکرخاقانیا جوانی و امن و کفاف هست
  4. شمارهٔ ۹۱ - در رثاء دختر خویشپیش بین دختر نو آمد من
  5. شمارهٔ ۹۲ - در بارهٔ فوت دختر خودسرفکنده شدم چو دختر زاد
  6. شمارهٔ ۹۳چو خاک سیه را دهی آب روشن
  7. شمارهٔ ۹۴از پی شهوتی چه کاهی عمر
  8. شمارهٔ ۹۵شب که مثال مه ذی‌الحجه دید
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.