پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۷۸

خطی مجهول دیدم در مدینه

بدانستم که آن خط آشنا نیست

بر آن خط اولین سطری نبشته

که جوزا نزد خورشید سما نیست

به جان پادشا سوگند خوردم

که نزد پادشاه جز پادشا نیست

چو خاقانی نداند کاین چه سر است

جواب این سخن گفتن روا نیست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۸۰خاقانی از حدیث زمانه زبان ببست
  2. شمارهٔ ۸۱ده دهی باشد زر سخنم گرچه مرا
  3. شمارهٔ ۸۲ - در شکر باری تعالیای همه نیست‌ها به صنع تو هست
  4. شمارهٔ ۸۳مهتر قالیان و نور مرند
  5. شمارهٔ ۸۴من که خاقانیم ز هر دو جهان
  6. شمارهٔ ۸۵دوستی داشتم به ری که به حسن
  7. شمارهٔ ۸۶ - در بحث با معطلدی جدل با معطلی کردم
  8. شمارهٔ ۸۷ - در رثاء پسر خود رشید الدین و وفات دختردریغ میوهٔ عمرم رشید کز سر پای
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.