پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۷۶ - در مدح شروان شاه

شاها معظّما ملکُ‌الشّرق خسروا

تو حیدری و حرزِ کیان ذوالفقارِ توست

شروان که زنده‌کردهٔ شمشیرِ توست و بس

شمشیروار در کفِ دریا‌شعارِ توست

بحری به تیغ و شخصِ نهنگان غریقِ توست

کوهی به گرز و جانِ پلنگان شکارِ توست

تو تاج‌بخشِ جمعِ سلاطین و همچو من

سلطانِ تاج‌دارِ فلک طوق‌دارِ توست

از آسمانِ خاطر و بحرِ ضمیرِ من

دُرِّ دَری و کوکبِ دری نثارِ توست

از دهر خاطرِ فضلا را مخاطره است

خاقانی از مخاطره در زینهارِ توست

از بس کرم که دست و زبانِ تو کرده‌اند

دستم ثنانویس و زبان سِحر کارِ توست

وز بس که گوشِ من ز زبانت لطف شنود

گوشم خزینه‌خانهٔ گوهرنگارِ توست

آوازِ الغریق به گردون رسید از آنک

جانم غریقِ همّتِ گردون‌سوارِ توست

آهنگِ دست‌بوسِ تو دارم ولی ز شرم

لرزان تنم چو رایتِ خورشیدوارِ توست

خواهم که چشم برکُنم و سر برآورم

امّا چه سود چشم و سرم شرمسارِ توست

چون چشم برکنم؟ که سرم زیرِ پای توست

چون سر برآورم؟ که سرم زیر بارِ توست

شروان به روزگارِ تو امّیدوار باد

کاقبالِ روزگار هم از روزگارِ توست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۷۸خطی مجهول دیدم در مدینه
  2. شمارهٔ ۷۹ - در نصیحتخاقانیا به دولت ایام دل منه
  3. شمارهٔ ۸۰خاقانی از حدیث زمانه زبان ببست
  4. شمارهٔ ۸۱ده دهی باشد زر سخنم گرچه مرا
  5. شمارهٔ ۸۲ - در شکر باری تعالیای همه نیست‌ها به صنع تو هست
  6. شمارهٔ ۸۳مهتر قالیان و نور مرند
  7. شمارهٔ ۸۴من که خاقانیم ز هر دو جهان
  8. شمارهٔ ۸۵دوستی داشتم به ری که به حسن
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.