پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۷۴ - در مدح پهلوان جهان

سلام من که رساند به پهلوان جهان

جز آفتاب که چون من درم خریدهٔ اوست

صبا کبوتر این نامه شد بدان درگاه

که صورت کرم امروز آفریدهٔ اوست

فلک چو طفل عرب طوق‌دار شد ز هلال

که چون غلام حبش داغ برکشیدهٔ اوست

سخاش نور نخستین شناس و صور پسین

که جان به قالب امید در دمیدهٔ اوست

ز زعفران رخ ظالمان کند گه عدل

حنوط جیفهٔ ظلمی که سر بریدهٔ اوست

ششم عروس فلک را امید دامادی

ز بخت بالغ بیدار خواب دیدهٔ اوست

شنیده‌اند ز من صفدران به حفظ الغیب

ثنای او که صف بخل بر دریدهٔ اوست

به پیش‌کاری مهرش همه تنم کمر است

بسان بند دواتی که پیش دیدهٔ اوست

ولی دل از سر سرسام غم به فرقت او

زبان سیاه‌تر از کلک سر کفیدهٔ اوست

چه گویم از صفت آرزو که قصهٔ حال

نگفته من به زبان از دلم شنیدهٔ اوست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۷۶ - در مدح شروان شاهشاها معظّما ملکُ‌الشّرق خسروا
  2. شمارهٔ ۷۷ - در استغناء طبع خویشنه معن زائده دانم نه حاتم طائی
  3. شمارهٔ ۷۸خطی مجهول دیدم در مدینه
  4. شمارهٔ ۷۹ - در نصیحتخاقانیا به دولت ایام دل منه
  5. شمارهٔ ۸۰خاقانی از حدیث زمانه زبان ببست
  6. شمارهٔ ۸۱ده دهی باشد زر سخنم گرچه مرا
  7. شمارهٔ ۸۲ - در شکر باری تعالیای همه نیست‌ها به صنع تو هست
  8. شمارهٔ ۸۳مهتر قالیان و نور مرند
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.