پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۷۳

خاقانیا چو آب رخت رفت در سال

مستان نوال کس که وبال آشنای اوست

بر خستگی دل مطلب مرهم قبول

نه دل نه مرهمی که جراحت فزای اوست

آن را که بشکنند نوازش کنند باز

یعنی که چون شکست نوازش دوای اوست

پنداری آن شتر که بکشتند، گردنش

پر زر از آن کنند خون‌بهای اوست

گیرم که کان زر شود آن گردن شتر

او را ز زر چه سود که سودش بقای اوست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۷۵ - در صفت میر گشتاسب مطربنظیر سعد اکبر میرگشتاسب
  2. شمارهٔ ۷۶ - در مدح شروان شاهشاها معظّما ملکُ‌الشّرق خسروا
  3. شمارهٔ ۷۷ - در استغناء طبع خویشنه معن زائده دانم نه حاتم طائی
  4. شمارهٔ ۷۸خطی مجهول دیدم در مدینه
  5. شمارهٔ ۷۹ - در نصیحتخاقانیا به دولت ایام دل منه
  6. شمارهٔ ۸۰خاقانی از حدیث زمانه زبان ببست
  7. شمارهٔ ۸۱ده دهی باشد زر سخنم گرچه مرا
  8. شمارهٔ ۸۲ - در شکر باری تعالیای همه نیست‌ها به صنع تو هست
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.