پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۶ - در مرثیهٔ وحید الدین عموی خود

کو آنکه نقد او به ترازوی هفت چرخ

شش دانگ بود راست بهر کفه‌ای که سخت

در بیع گاه دهر به بادی بداد عمر

در قمرهٔ زمانه به خاکی بباخت بخت

جوزا گریست خون که عطارد ببست نطق

عنقا بریخت پر که سلیمان گذاشت تخت

زین غبن چتر روز چرا نیست ریز ریز

زین غم عمود صبح چرا نیست لخت لخت

آن نقش جسم اوست نه او در میان خاک

شبه مسیح شد نه مسیح از بر درخت

خاقانیا مصیبت عم خوار کار نیست

هین زار زار نال که کار اوفتاد سخت

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۸ - در مدح جمال الانام حسام الدیندوش آن زمان که چشمهٔ زراب آسمان
  2. شمارهٔ ۲۹ - در بیان دوستی و دشمنی خلقدوست دشمن گشت و دشمن دوست شد خاقانیا
  3. شمارهٔ ۳۰ - در مدح جلال الدین الخزاریگفتم ای دل بهر دربان جلال
  4. شمارهٔ ۳۱ - در نکوهش حسودانخاقانیا ز دل‌سبکی سرگران مباش
  5. شمارهٔ ۳۲خاقانیا چه مژده دهی کز سواد ملک
  6. شمارهٔ ۳۳نه همت من به پایه راضی است
  7. شمارهٔ ۳۴ - در هجو خواجه اسعدخواجه اسعد چو می خورد پیوست
  8. شمارهٔ ۳۵گیرم که دل درست ما نیست
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.