پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۷

دروغ است آنکه گوید این که در سنگ

فروغ خور عقیق اندر یمن ساخت

دل او هست سنگین پس چه معنی

که عشق او عقیق از اشک من ساخت

من از دل آزمائی دست شستم

که او در زلف آن دلبر وطن ساخت

به کرم پیله می‌ماند دل من

که خود را هم به فعل خود کفن ساخت

کنون دل انده دل می‌خورد زانک

هلاک خویشتن هم خویشتن ساخت

ز خاقانی چه خواهد دیگر این دل

جز آن کورا به محنت ممتحن ساخت

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۹ - در بیان دوستی و دشمنی خلقدوست دشمن گشت و دشمن دوست شد خاقانیا
  2. شمارهٔ ۳۰ - در مدح جلال الدین الخزاریگفتم ای دل بهر دربان جلال
  3. شمارهٔ ۳۱ - در نکوهش حسودانخاقانیا ز دل‌سبکی سرگران مباش
  4. شمارهٔ ۳۲خاقانیا چه مژده دهی کز سواد ملک
  5. شمارهٔ ۳۳نه همت من به پایه راضی است
  6. شمارهٔ ۳۴ - در هجو خواجه اسعدخواجه اسعد چو می خورد پیوست
  7. شمارهٔ ۳۵گیرم که دل درست ما نیست
  8. شمارهٔ ۳۶حوری از کوفه به کوری ز عجم
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.