پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۸ - در مدح جمال الانام حسام الدین

دوش آن زمان که چشمهٔ زراب آسمان

سیماب‌وار زین سوی چاه زمین گریخت

مه را گرفته دیدم گفتم ز تیغ میر

جرم فلک پس سپر آهنین گریخت

لرزان ستارگان ز حسام حسام دین

چون سگ گزیده‌ای که ز ماء معین گریخت

سیمرغ دولت از فزع دیو گوهران

در گوهر حسام سلیمان نگین گریخت

حرزی است کز قلادهٔ اهریمن خبیث

بگسست و در حمایل روح المین گریخت

ترسان عروس ملک چو دخت فراسیاب

در ظل پهلوان تهمتن مکین گریخت

طفلی است ماهروی که از مار حمیری

در ماه رایت پسر آبتین گریخت

شمشیر دین نگر که ز شمشیری اهرمن

همچون سروش مرگ ز صور پسین گریخت

خاقانی از تحکم شمشیر حادثات

اندر پناه همت شمشیر دین گریخت

پندار موری از فزع نیش سگ مگش

اندر مشبک مگس انگبین گریخت

یا عنکبوت غار ز آسیب پای پیل

اندر حریم کعبهٔ پیل آفرین گریخت

چون رنجه شد بپرسش من رنج شد ز تن

گفتی که جم درآمد و دیو لعین گریخت

از من گریخت حادثه ز اقبال او چنانک

علت ز باد عیسی گردون نشین گریخت

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۰ - در مدح جلال الدین الخزاریگفتم ای دل بهر دربان جلال
  2. شمارهٔ ۳۱ - در نکوهش حسودانخاقانیا ز دل‌سبکی سرگران مباش
  3. شمارهٔ ۳۲خاقانیا چه مژده دهی کز سواد ملک
  4. شمارهٔ ۳۳نه همت من به پایه راضی است
  5. شمارهٔ ۳۴ - در هجو خواجه اسعدخواجه اسعد چو می خورد پیوست
  6. شمارهٔ ۳۵گیرم که دل درست ما نیست
  7. شمارهٔ ۳۶حوری از کوفه به کوری ز عجم
  8. شمارهٔ ۳۷چار چیز است خوش آمد دل خاقانی را
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.