پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۳۲

خاقانیا چه مژده دهی کز سواد ملک

یک باره فتنهٔ دو هوائی فرو نشست

آن را که کردگار برآورد، شد بلند

و آن را که روزگار فرود برد گشت پست

گفتند خسته گشت فریدون و جان سپرد

زان تیر کز کمان کمینه کسی بجست

من کاین سخن شنیدم کردم هزار شکر

واندر برم ز گریهٔ شادی نفس ببست

من خاک آن، عطارد پران چار پر

کو بال آن ستارهٔ راجع فرو شکست

نحسی که داشت چون مه نخشب مزوری

از لاف آفتاب او خلق باز رست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۴ - در هجو خواجه اسعدخواجه اسعد چو می خورد پیوست
  2. شمارهٔ ۳۵گیرم که دل درست ما نیست
  3. شمارهٔ ۳۶حوری از کوفه به کوری ز عجم
  4. شمارهٔ ۳۷چار چیز است خوش آمد دل خاقانی را
  5. شمارهٔ ۳۸دوستکانی داد شاهم جام دریا شکل و من
  6. شمارهٔ ۳۹به خدائی که در ره عدلش
  7. شمارهٔ ۴۰زین اشارت که کرد خاقانی
  8. شمارهٔ ۴۱ - در ذم بی‌هنرانگر نشستی ورای خاقانی
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.