پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۹ - در بیان دوستی و دشمنی خلق

دوست دشمن گشت و دشمن دوست شد خاقانیا

آن زمان کاقبال بی‌ادبار بینی بر درت

تا تو دولت داری آن کت دوست‌تر دشمن‌تر است

ز آن که نتواند که بیند شاهدِ خود در برت

پس چو دولت روی برتابد تو را از هر که هست

دوست‌تر گشت آنکه بود از ابتدا دشمن‌ترت

دشمنِ معشوق خود را دوست دارد هر کسی

این قیاس از خویشتن کن گر نیاید باورت

دوست از نزدیکیِ دولت شد اوّل دشمنت

دشمن از دوریِ دولت شد به آخر غم‌خورت

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۱ - در نکوهش حسودانخاقانیا ز دل‌سبکی سرگران مباش
  2. شمارهٔ ۳۲خاقانیا چه مژده دهی کز سواد ملک
  3. شمارهٔ ۳۳نه همت من به پایه راضی است
  4. شمارهٔ ۳۴ - در هجو خواجه اسعدخواجه اسعد چو می خورد پیوست
  5. شمارهٔ ۳۵گیرم که دل درست ما نیست
  6. شمارهٔ ۳۶حوری از کوفه به کوری ز عجم
  7. شمارهٔ ۳۷چار چیز است خوش آمد دل خاقانی را
  8. شمارهٔ ۳۸دوستکانی داد شاهم جام دریا شکل و من
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.