پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۲ - در هجو شهر زوری

سیزده جنس نهاده است نبی

که همه مسخ شدند و همه هست

ز آن یکی خرس که بد خنثی طبع

دیگری پیل که شد فسق پرست

من خری دیدم کو مسخ نبود

خوک شد چون ز خری کردن جست

بود اول خر و آخر شد خوک

چون به بنگاه خسان دل دربست

سفله‌ای بود سفیهی شد دون

پشه‌ای آمد و شد پیلی مست

بتر خلق بدی دان که به طبع

در بدی سفله‌تر از خود پیوست

تا مقر ساخت به شه زور ظلم

چون دل از مولد کم کاست گسست

نیک بد گشت در این منزل بد

گرچه بد بود در آن، مولد پست

احمقی بود سیاهی در دل

ظالمی گشت سپیدی در دست

ظلم خیزد چو طبیعت شد حمق

درج آید چو دقایق شد شصت

چون پس از حمق عوان طبع شود

شهر زوری که به بغداد نشست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۴خوش سواری است عمر خاقانی
  2. شمارهٔ ۲۵زندگانی چو مال میراث است
  3. شمارهٔ ۲۶ - در مرثیهٔ وحید الدین عموی خودکو آنکه نقد او به ترازوی هفت چرخ
  4. شمارهٔ ۲۷دروغ است آنکه گوید این که در سنگ
  5. شمارهٔ ۲۸ - در مدح جمال الانام حسام الدیندوش آن زمان که چشمهٔ زراب آسمان
  6. شمارهٔ ۲۹ - در بیان دوستی و دشمنی خلقدوست دشمن گشت و دشمن دوست شد خاقانیا
  7. شمارهٔ ۳۰ - در مدح جلال الدین الخزاریگفتم ای دل بهر دربان جلال
  8. شمارهٔ ۳۱ - در نکوهش حسودانخاقانیا ز دل‌سبکی سرگران مباش
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.