پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵

ز خاک کوی تو هر خار سوسنی است مرا

به زیر زلف تو هر موی مسکنی است مرا

برای آنکه ز غیر تو چشم بردوزم

به جای هر مژه بر چشم سوزنی است مرا

ز بس که بر سر کوی تو اشک ریخته‌ام

ز لعل در بر هر سنگ دامنی است مرا

فلک موافقت من کبود درپوشید

چو دید کز تو به هر لحظه شیونی است مرا

از آن زمان که ز تو لاف دوستی زده‌ام

به هر کجا که رفیقی است دشمنی است مرا

هر آنکه آب من از دیده زیر کاه تو دید

یقین شناخت که بر باد خرمنی است مرا

به دام عشق تو درمانده‌ام چو خاقانی

اگر نه، بام فلک خوش نشیمنی است مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷به سر کرشمه از دل خبری فرست ما را
  2. غزل شمارهٔ ۸گر، نه عشق او قضای آسمانستی مرا
  3. غزل شمارهٔ ۹ای پار دوست بوده و امسال آشنا
  4. غزل شمارهٔ ۱۰اری فی‌النوم ما طالت نواها
  5. غزل شمارهٔ ۱۱جام می تا خط بغداد ده ای یار مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۲درد زده است جان من میوهٔ جان من کجا
  7. غزل شمارهٔ ۱۳سر به عدم درنه و یاران طلب
  8. غزل شمارهٔ ۱۴گر مدعی نه‌ای غم جانان به جان طلب
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.