پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳

خوش خوش خرامان می‌روی، ای شاه خوبان تا کجا

شمعی و پنهان می‌روی پروانه جویان تا کجا؟

ز انصاف، خو واکرده‌ای، ظلم آشکارا کرده‌ای

خونریز، دل‌ها کرده‌ای، خون کرده پنهان تا کجا؟

غبغب چو طوق آویخته فرمان ز مشک انگیخته

صد شحنه را خون ریخته با طوق و فرمان تا کجا؟

بر دل چو آتش می‌روی تیز آمدی کش می‌روی

در جوی جان خوش می‌روی ای آب حیوان تا کجا؟

طرف کُله، کژ برزده، گوی گریبان گم شده

بند قبا بازآمده گیسو به دامان تا کجا؟

دزدان شبرو در طلب، از شمع ترسند ای عجب

تو شمع پیکر نیم‌شب دل دزدی اینسان تا کجا؟

هر لحظه ناوردی زنی، جولان کنی مرد افکنی

نه در دل تنگ منی ای تنگ میدان تا کجا؟

گر ره دهم فریاد را، از دم بسوزم باد را

حدی است هر بیداد را این حد هجران تا کجا؟

خاقانی اینک مرد تو مرغ بلا پرورد تو

ای گوشهٔ دل خَورد تو، ناخوانده مهمان تا کجا؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵ز خاک کوی تو هر خار سوسنی است مرا
  2. غزل شمارهٔ ۶به زبان چرب جانا بنواز جان ما را
  3. غزل شمارهٔ ۷به سر کرشمه از دل خبری فرست ما را
  4. غزل شمارهٔ ۸گر، نه عشق او قضای آسمانستی مرا
  5. غزل شمارهٔ ۹ای پار دوست بوده و امسال آشنا
  6. غزل شمارهٔ ۱۰اری فی‌النوم ما طالت نواها
  7. غزل شمارهٔ ۱۱جام می تا خط بغداد ده ای یار مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۲درد زده است جان من میوهٔ جان من کجا
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.