پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۸

دلا با عشق پیمان تازه گردان

برات عشق بر جان تازه گردان

به کفرش ز اول ایمان آر وآنگه

چو ایمان گفتی ایمان تازه گردان

نماز عاشقان بی‌بت روا نیست

سجود بت‌پرستان تازه گردان

چه رانی کشتی اندیشه در خشک

گرت سوزی است طوفان تازه گردان

به هر دردیت درمان هم ز درد است

به درد تازه درمان تازه گردان

خراج هر دو عالم برد خواهی

نخست از عشق فرمان تازه گردان

به استقبال تیر چشم ترکان

کهن ریشت به پیکان تازه گردان

دل ازرق پوش و ترکان زرق پاشند

دلت را خرقه ز ایشان تازه گردان

سفالت این جهان ریحان او عمر

به آب عشق ریحان تازه گردان

جهان را عهد مجنونی شد از یاد

چو خاقانی درآ، آن تازه گردان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۰دلم دردمند است باری برافکن
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۱آب و سنگم داد بر باد آتش سودای من
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۲ترک سن سن گوی توسن خوی سوسن بوی من
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۳از عشق دوست بین که چه آمد به روی من
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۴ای باد بوی یوسف دلها به ما رسان
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۵بر سر بازار عشق آزاد نتوان آمدن
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۶ای لعل تو پرده‌دار پروین
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۷روی است به‌نام‌ایزد یا ماه تمام است آن
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.