پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۴

برون از جهان تکیه جایی طلب کن

ورای خرد پیشوایی طلب کن

قلم برکش و بر دو گیتی رقم زن

قدم درنه و رهنمایی طلب کن

جهان فرش توست آستینی برافشان

فلک عرش توست استوایی طلب کن

همه درد چشم تو شد هستی تو

شو از نیستی توتیایی طلب کن

چو در گنبدی هم‌صف مردگانی

ز گنبد برون شو بقایی طلب کن

خدایان رهزن بسی یابی اینجا

جدا زین خدایان خدایی طلب کن

مر این پنج دروازهٔ چار حد را

به از هفت و نه پادشایی طلب کن

مگو شاه سلطان اگر مرد دردی

ز رندان وقت آشنایی طلب کن

کلید همه دار ملک سلاطین

به زیر گلیم گدایی طلب کن

به سیران مده نوش‌داروی معنی

ز تشنه دلان ناشتائی طلب کن

به باغ دل ار بلبل درد خواهی

به خاقانی آی و نوایی طلب کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۶ای صبح مرا حدیث آن مه کن
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۷غصهٔ آسمان خورم دم نزنم، دریغ من
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۸دلا با عشق پیمان تازه گردان
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۹رخش حسن ای جان شگرفی را به میدان درفکن
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۰دلم دردمند است باری برافکن
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۱آب و سنگم داد بر باد آتش سودای من
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۲ترک سن سن گوی توسن خوی سوسن بوی من
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۳از عشق دوست بین که چه آمد به روی من
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.