پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۶

ای صبح مرا حدیث آن مه کن

ای باد، مرا ز زلفش آگه کن

ای قرصهٔ آفتاب پیش من

بگشای زبان، قصد آن مه کن

ای خیل خیال دوست هر ساعت

از سبزهٔ جان مرا چراگه کن

ای لاف زده ز عشق و دل داده

جان هم بده و به کوی او ره کن

ای خاقانی دراز شد قصه

جان خواهد یار قصه کوته کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۸دلا با عشق پیمان تازه گردان
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۹رخش حسن ای جان شگرفی را به میدان درفکن
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۰دلم دردمند است باری برافکن
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۱آب و سنگم داد بر باد آتش سودای من
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۲ترک سن سن گوی توسن خوی سوسن بوی من
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۳از عشق دوست بین که چه آمد به روی من
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۴ای باد بوی یوسف دلها به ما رسان
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۵بر سر بازار عشق آزاد نتوان آمدن
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.