پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۲

در عشق ز تیغ و سر نیندیشم

در کوی تو از خطر نیندیشم

در دست تو چون به دستخون ماندم

از شش در تو گذر نیندیشم

پروانهٔ عشقم اوفتان خیزان

کز آتش تیزْ پَر نیندیشم

یک بوسه ز پایت آرزو دارم

جان تو که بیشتر نیندیشم

این آرزویم ببخش و جان بستان

تا آرزوی دگر نیندیشم

با دل گفتم که ترک جان کردی

دل گفت کز این قدر نیندیشم

گفتم که دلا ز جان نیندیشی

گفتا که حق است اگر نیندیشم

خاقانی‌وار بر سر کویت

سر بنْهم و هیچ درنیندیشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۴تا من پی آن زلف سرافکنده همی دارم
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۵تو را در دوستی رائی نمی‌بینم، نمی‌بینم
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۶دست از دو جهان کشیده خواهم
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۷ز باغت بجز بوی و رنگی نبینم
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۸ز باغ عافیت بوئی ندارم
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۹طاقتی کو که به سر منزل جانان برسم
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۰دارم سر آنکه سر برآرم
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۱از گلستان وصل نسیمی شنیده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.