پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۹

دل به سودای بتان دربسته‌ام

بت‌پرستی را میان دربسته‌ام

دل بتان را دادم و شادم بدانک

سگ به شاخ گلستان دربسته‌ام

پختهٔ غم‌های عشقم لاجرم

دم ز خامان جهان دربسته‌ام

گوش بنهادم به آواز صبوح

وز دم سَبّوح‌خوان دربسته‌ام

باز تسبیح آشکار افکنده‌ام

باز زنار از نهان دربسته‌ام

گردن امید خود را ناقه‌وار

بس جرس‌ها کز گمان دربسته‌ام

لاشهٔ عمر از هوس خوش می‌رود

مهرهٔ رنگینْش از آن دربسته‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۱به صفت، عاشق جمال توایم
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۲امروز دو هفته است که روی تو ندیدم
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۳طبع تو دمساز نیست چاره چه سازم
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۴ای جفت دل من از تو فردم
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۵خوش خوش از عشق تو جانی می‌کنم
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۶من در طلب یارم ز اغیار نیندیشم
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۷دل را به غم تو باز بستیم
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۸خیز تا رخت دل براندازیم
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.