پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۳

طبع تو دمساز نیست چاره چه سازم

کین تو کمتر نگشت مهر چه بازم

تیر جفایت گشاد راه سرشکم

تیغ فراقت درید پردهٔ رازم

از شب هجران بپرس تا به چه روزم

ز آتش سودا ببین که در چه گدازم

زهرهٔ آن نیستم که پای تو بوسم

پس به چه دل دست سوی زلف تو یازم

باز نیازم به شاهد و می و شمع است

هر سه توئی ز آن به سوی توست نیازم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۵خوش خوش از عشق تو جانی می‌کنم
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۶من در طلب یارم ز اغیار نیندیشم
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۷دل را به غم تو باز بستیم
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۸خیز تا رخت دل براندازیم
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۹یارب از عشق چه سرمستم و بی‌خویشتنم
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۰نزل عشقت جان شیرین آورم
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۱نیم شب پی گم کنان در کوی جانان آمدم
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۲در عشق ز تیغ و سر نیندیشم
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.