پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱

ای آتشِ سودایِ تو خون کرده جگرها

بر باد شده، در سرِ سودایِ تو، سرها

در گُلْشَنِ اُمّید به شاخِ شَجَرِ من

گل‌ها نَشِکُفْتَند و برآمد نه ثَمَرها

ای در سَرِ عُشّاق ز شورِ تو، شَغَب‌ها

وی در دلِ زُهّاد ز سوزِ تو، اَثَرها

آلوده به خونابهٔ هجرِ تو، روان‌ها

پالوده ز اندیشهٔ وصلِ تو، جگرها

وی مُهرهٔ اُمّیدِ مرا زخمِ زمانه

در شش‌درِ عشقِ تو فروبسته گذرها

کردم خَطَر و بر سرِ کویِ تو گذشتم

بسیار کُنَد عاشق از این‌گونه خَطَرها

«خاقانی» از آن‌گه که خبر یافت ز عشقت

از بی‌خبریّ‌اش به جهان رفت خبرها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳خوش خوش خرامان می‌روی، ای شاه خوبان تا کجا
  2. غزل شمارهٔ ۴رفتم به راه صفت دیدم به کوی صفا
  3. غزل شمارهٔ ۵ز خاک کوی تو هر خار سوسنی است مرا
  4. غزل شمارهٔ ۶به زبان چرب جانا بنواز جان ما را
  5. غزل شمارهٔ ۷به سر کرشمه از دل خبری فرست ما را
  6. غزل شمارهٔ ۸گر، نه عشق او قضای آسمانستی مرا
  7. غزل شمارهٔ ۹ای پار دوست بوده و امسال آشنا
  8. غزل شمارهٔ ۱۰اری فی‌النوم ما طالت نواها
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.