پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۶

همی‌دهد خبر از گل نسیم صبحدمی

ز گشت باغ میاسا به عذر بی‌درمی

به دست اگر درمت نیست کن به باده گرو

قبای محترمیّ و کلاه محتشمی

به پیش ناوک غم هر گلی کنون سپریست

چرا چنین هدف ناوک هزار غمی

شکوفه بین و بنفشه به باغ و یادآور

ز روز موی سفیدی و عهد پشت خمی

عرب‌نژاد مهی راه من زد ای مطرب

ترانه‌ای بسرا حسب حال این عجمی

به بانگ چنگ بگو کای به رخ چراغ حرم

فَذاکَ روحی و قَلْبی وَ اِنْ اَبَحْتَ دَمی

به هرچه طبع تو مایل شود ز لطف و ستم

فَذاکَ غایَةُ قَصْدی وَ مُنتَهَی هِمَمی

چراست سوی تو روی جهانیان شب و روز

اگر نه قبله آفاق و کعبه حرمی

فراقنامه جامیست این نوشته که کرد

به نوکّ هر مژه از رشحه جگر قلمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۸جهانی تازه شد از فیض تو ای ابر نوروزی
  2. شمارهٔ ۴۵۹به هر که هست چو شیر و شکر درآمیزی
  3. شمارهٔ ۴۶۰عشق تو منسوخ ساخت دفتر علامگی
  4. شمارهٔ ۴۶۱بیا ای عشق پر غوغا که در هر جا فرود آیی
  5. شمارهٔ ۴۶۲گرفت خاطرت از عاشقان شیدایی
  6. شمارهٔ ۴۶۳شب که رفتی ز برم مونس جان که شدی
  7. شمارهٔ ۴۶۴بهر خدنگ آه از بیداد دلستانی
  8. شمارهٔ ۴۶۵ای خواجه چه جویی ز شب قدر نشانی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.