پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱

انماالله اله واحد

و هو الغایب و هو الشاهد

می کند در همه اضداد ظهور

نیست با هیچ یک از اشیا ضد

سر وحدت به بطونش راجع

نقش کثرت به ظهورش عاید

اوست در صورت آدم مسجود

اوست در سلک ملایک ساجد

گرچه در صومعه ها مشهور است

وارد از صوفی و ورد از عابد

عاشق مست به میخانه خوش است

فارغ از ورد و نفور از وارد

جامی از هر دو جهان یکتا شو

لایری الواحد الا الواحد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳ای نامزد به نام تو درنامه قبول
  2. شمارهٔ ۴دی گذشتیم برآن دلبرو گفتیم دعا
  3. شمارهٔ ۵نَفَحاتُ وَصلکَ اَوقَدَت جَمَرات شَوقکَ فِی الحَشا
  4. شمارهٔ ۶خط دمید از لب نوشین تو شیرین دهنا
  5. شمارهٔ ۷از لعل تو عمت العطایا
  6. شمارهٔ ۸گر نیابم بویی از وصل تو در گلزارها
  7. شمارهٔ ۹بندم به سینه دمبدم از سیم مژگان تارها
  8. شمارهٔ ۱۰چرخ کبود هرشب و رخشان ستاره‌ها
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.