پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

همانا آیت سجده ست خط از مصحف رویت

که هرکش خواند آرد سجده در محراب ابرویت

تویی آن یوسف غایب شده از من که در بستان

ز هر پیراهن گل در مشام آید مرا بویت

به قصد دیدن عکس تو هر دم در خیال آرم

ز آب دیده جویی و نشانم بر لب جویت

نیارد شانه کردن گیسویت را دست مشاطه

ز بس دلها که می بیند گره در هر خم مویت

رقیب تو درخت خار و تو شاخ گلی یا رب

درین بستان کند دست اجل زودش ز پهلویت

خوش آن شبها که هم من هم تو را خواب آید از مستی

تو سر بر بالش راحت نهی من سر به زانویت

مران از کوی خود همچون سگ بیگانه جامی را

که دارد آشنایی قدیمی با سگ کویت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰حسنت از خط رونق دیگر گرفت
  2. شمارهٔ ۵۱ما را به غم تو هیچ کم نیست
  3. شمارهٔ ۵۲کهن رواق فلک منزل اقامت نیست
  4. شمارهٔ ۵۳رخت خطی به مشک تر نوشته ست
  5. شمارهٔ ۵۴دلم نقطه درد افتاده است
  6. شمارهٔ ۵۵بیدلی را بلایی افتاده ست
  7. شمارهٔ ۵۶از دو چشم تو مست بسیار است
  8. شمارهٔ ۵۷خط به گرد رخت درآمده است
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.