پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱

جهد مل کن که باز عهد گل است

عهد گل را قرینه جهد مل است

سایه بر هر خسی کی اندازد

سنبل تو که سایه بان گل است

جان صدپاره ام کند به تو میل

میل اجزا بلی به سوی کل است

هندوی عقل را به طوق بلا

حلقه زلف تونهاده غل است

ناله نای سوزناکتر است

گرچه زخمی که هست بر دهل است

پیش طوفان عشق حیله عقل

همچو بر رهگذار سیل پل است

از صراحی دوباره قلقل می

پیش جامی به جای چارقل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳توسنت را رکاب ماه نو است
  2. شمارهٔ ۴۴واله عشق تو را تمییز خار از گل کی است
  3. شمارهٔ ۴۵بود بهار من آن روز اگرچه فصل دی است
  4. شمارهٔ ۴۶ای رشک شاخ طوبی بالای دلربایت
  5. شمارهٔ ۴۷رفت آنکه کام خواهم از لعل جانفزایت
  6. شمارهٔ ۴۸همانا آیت سجده ست خط از مصحف رویت
  7. شمارهٔ ۴۹بلبلا هر شب تو را این ناله های زار چیست
  8. شمارهٔ ۵۰حسنت از خط رونق دیگر گرفت
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.