پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹

این کلبه نشیمن نیاز است

خلوتگه محرمان راز است

چون خانه چشم اهل بینش

بر روی خسان درش فراز است

هر نقش عجب در او که بینی

آیینه صنع نقش ساز است

خوش آن که ز هر کتاب در وی

بر شاهد علم دیده باز است

آن شاهد خوش که بر رخ او

از خط ورق نقاب ناز است

شاهد اینست در حقیقت

باقی همه صورت مجاز است

کوتاه کن این حدیث جامی

کافسانه شاهدان دراز است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱جهد مل کن که باز عهد گل است
  2. شمارهٔ ۴۲چو در طریق ارادت نگار ما دودل است
  3. شمارهٔ ۴۳توسنت را رکاب ماه نو است
  4. شمارهٔ ۴۴واله عشق تو را تمییز خار از گل کی است
  5. شمارهٔ ۴۵بود بهار من آن روز اگرچه فصل دی است
  6. شمارهٔ ۴۶ای رشک شاخ طوبی بالای دلربایت
  7. شمارهٔ ۴۷رفت آنکه کام خواهم از لعل جانفزایت
  8. شمارهٔ ۴۸همانا آیت سجده ست خط از مصحف رویت
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.