پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷

دوستان از ناله زارم صدایی بشنوید

وز خروش سیل اشکم ماجرایی بشنوید

مجلس انس است دور از وحشت بیگانگان

ز آشنایی داستان آشنایی بشنوید

شرح اسراری که شاهان محرم آن نیستند

از زبان بی سر و سامان گدایی بشنوید

رهروان کعبه را باید سخن در راه گفت

این سخن گفته ست با من رهنمایی بشنوید

بر در کعبه چو محرومید از لحن صریر

ز اشتران قافله بانگ درایی بشنوید

تشنه ماندن در بیابان چند بردارید گام

از لب زمزم به هر تشنه صلایی بشنوید

می کشد جامی نفیر از شوق خار بادیه

عندلیبی می زند بر گل نوایی بشنوید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹چو خندان جام می کام از لب لعل تو بردارد
  2. شمارهٔ ۱۳۰گر روی بی تو مرا داغ جگر تازه شود
  3. شمارهٔ ۱۳۱چون رسوم شاهی از دور فلک بنیاد شد
  4. شمارهٔ ۱۳۲دي چو به بوستان تو را جا به کنار آب شد
  5. شمارهٔ ۱۳۳بر سر از چتر مرصع سایه ات می گستردند
  6. شمارهٔ ۱۳۴ز آب حیات مشک خطا را سرشته‌اند
  7. شمارهٔ ۱۳۵اشکم به گلو گر ره فریاد نبندد
  8. شمارهٔ ۱۳۶بر لبم تا نفسی می رود و می آید
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.