پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸۵

کاش من بیدل از سگان تو بودی

تا ز مقیمان آستان تو بودی

آن همه دشنام ها که داد رقیبم

آه چه بودی گر از زبان تو بودی

زاهد اگر قبله جمال تو دیدی

ورد زبانش دعای جان تو بودی

غنچه اقبال ما کجا بشکفتی

گر نه نسیمی ز گلستان تو بودی

جامی اگر یافتی قبول غلامیت

غاشیه بر دوش در عنان تو بودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸۷شنیده ام که به گلچهره ای نظر داری
  2. شمارهٔ ۹۸۸اگر چه در لب جانبخش انگبین داری
  3. شمارهٔ ۹۸۹ز شهر تن نکنی دل به ملک جان نرسی
  4. شمارهٔ ۹۹۰ای غمت آرزوی جان کسی
  5. شمارهٔ ۹۹۱ای سرشک من ز لعلت با می گلگون یکی
  6. شمارهٔ ۹۹۲ای دو چشمت در ستیز و کین یکی
  7. شمارهٔ ۹۹۳خیل بتان برون ز شمار است و شه یکی
  8. شمارهٔ ۹۹۴بر سر آن کو سر من خاک بودی کاشکی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.