پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹۰

چو نای بر دل من تنگ شد فضای جهان

رسد به عرش نفیرم ز تنگنای جهان

نه این کبودی چرخ است بلکه شد نیلی

ز زخم سیلی صاحبدلان قفای جهان

مجو دوام طرب زانکه چار حد دارد

به شاهراه حوادث طرب سرای جهان

فتاد رخنه به دیوار دین و پنداری

که هست کنگره کاخ دلگشای جهان

تفاوت خوشی و ناخوشی که در گذر است

بود خشونت سوهان عمرسای جهان

طلسم گنج حقیقت گشای و دم درکش

که ناگهان کشدت در دم اژدهای جهان

وفا مجو ز جهان هر که بود ز اهل وفا

به زیر خاک شد ای خاک بر وفای جهان

قرارگاه تو ملک بقا بود تا چند

شوی فریفته ملک بی بقای جهان

بتاب رخ ز جهان و جهانیان جامی

که قبله گاه امید تو بس خدای جهان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹۲مگر وزید نسیمی ز سرو سیمبر من
  2. شمارهٔ ۷۹۳تو جان پاکی سر به سر نی آب و خاک ای نازنین
  3. شمارهٔ ۷۹۴با این جمال همدم مستان عشق شو
  4. شمارهٔ ۷۹۵تا خم چرخ کهن باشد و جام مه نو
  5. شمارهٔ ۷۹۶ای به دلم گرفته جا دمبدم از نظر مرو
  6. شمارهٔ ۷۹۷یشهد الله اینما یبدو
  7. شمارهٔ ۷۹۸شبی چون مه نمودی روی نیکو
  8. شمارهٔ ۷۹۹ز هر سو بدانند و رویت نکو
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.