پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۳

سپاه دوست کزین سو سوار می گذرید

ز روی لطف به سوی فتادگان نگرید

سوی شکار شد آن ماه و من به ره ماندم

خدای را غم حال من شکسته خورید

به خواریم مگذارید بر ره افتاده

که پیش چشم من از جان و دل عزیزترید

قلاده سگ کویش به گردنم فکنید

کشان کشان ز پیش تا شکارگه ببرید

کرم کنید و ستانید نیم جان مرا

به خاک سم سمند سوار من سپرید

اگر شماره خیل سگان خویش کند

مرا به سهو هم از خیل آن سگان شمرید

نکرد در دلتان جای ناله جامی

دریغ کز غم ارباب درد بی خبرید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۵میل خم ابروی توام پشت دو تا کرد
  2. شمارهٔ ۲۸۶آمد خزان عمر و مرا گونه زرد کرد
  3. شمارهٔ ۲۸۷تیر تو افتاد دور جان من افگار کرد
  4. شمارهٔ ۲۸۸مطرب آهنگ ترنم های شوق انگیز کرد
  5. شمارهٔ ۲۸۹آن سرو دی به قصد سلامم قیام کرد
  6. شمارهٔ ۲۹۰وه که آن ترک پری پیکر مرا دیوانه کرد
  7. شمارهٔ ۲۹۱دلم میل یکی سرو سهی کرد
  8. شمارهٔ ۲۹۲شبی به سوی تو از دیده پای خواهم کرد
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.